بیله سوار (در اصل پیلسوار)
و گرمی محدود است . اراضی آن با چند چشمه و رود آبیاری می شود. مهمترین رود آن رودخانة موسمی بالهارود (یا بلغارچای ) به طول 168 کیلومتر است که از کوههای اوجارود در شهرستان گرمی سرچشمه می گیرد و پس از مشروب کردن زمینهای بیله سوار در جمهوری آذربایجان ( رجوع کنید بهادامة مقاله ) به دریاچة محمود چاله می ریزد. این رود در مسیر خود قسمتی از مرز ایران و جمهوری آذربایجان را تشکیل می دهد (کیهان ، ج 1، ص 67؛ > واژه نامة توضیحی اسامی جغرافیایی آذربایجان شوروی < ، ص 48).
از گیا، نباتات علوفه ای ، زبان گنجشک ، بادام وحشی ، افرا،گل گاوزبان ، شیرخشت ، شیرین بیان ، خاکشیر، آویشن ، گَوَن و کتیرا دارد و از زیا دارای روباه ، شغال ، خرگوش ، آهو، گرگ ، کفتار، کبک ، تیهو، قرقاول ، بلدرچین ، دُرنا، لک لک و مرغابی است . محصول عمده اش گندم ، جو، پنبه ، کنجد، بنشن ، چغندرقند، سویا و فرآورده های باغی است . گوسفند و بز و فرآورده های دامی آن صادر می شود. از صنایع دستی ، گلیم بافی آن مشهور است و صادر می شود (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ج 4، ص 13). برخی از تیره های ایل سَون (شاهسَوَن ) در شهرستان بیله سوار قشلاق می کنند. این شهرستان ، با راه شوسه با اردبیل و گرمی ارتباط دارد. در 1316 ش ، بر طبق قانون تقسیمات کشور، بیله سوار مرکز ] بخش [ اوجارود - مغان در شهرستان اردبیل شد. در 1329 ش ، دهستان مغان (مرکز آن بیله سوار) مشتمل بر 57 ده جزو شهرستان مشکین شهر (خیاو) به شمار می آمد (ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، ج 1، ص 399)، در 1330 ش ، دهستان بیله سوار جزو بخش گرمی از شهرستان اردبیل بود (رزم آرا، ج 4، ص 104). در تقسیمات کشوری ، در 1355 ش ، شهر بیله سوار مرکز بخش حومه و مرکز شهرستان مغان بود. در تیرماه 1370 بیله سوار تبدیل به شهرستان شد و مرکز آن شهر بیله سوار تعیین گردید (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ج 4، ص 12). جمعیت شهرنشین آن در سرشماری 1375 ش ، 116 ، 19 تن (حدود 32% کل جمعیت ) و جمعیت روستانشین آن 468 ، 40 تن (حدود 68% کل جمعیت ) بوده است . زبان اهالی ، ترکی آذربایجانی است . مردم آن شیعة اثناعشری ، و عده ای هم سنّی حنفی اند (همان ، ج 4، ص 13).
2) شهر بیله سوار (جمعیت طبق سرشماری 1375 ش ، 253 ، 13 تن )، در 198 کیلومتری شمال شهر اردبیل ، و 56 کیلومتری شمال شرقی شهر گرمی قرار گرفته است . ارتفاع آن از سطح دریا هشتاد متر است . حداکثر دمای آن در تابستان ْ25، حداقل آن در زمستان ْ2-، و میانگین باران سالانة آن 450 میلیمتر است . بیله سوار شهری مرزی است و به فاصله حدود یک کیلومتر در آن سوی مرز، در جمهوری آذربایجان ، شهر دیگری به همین نام وجود دارد.
پیشینه . بنابر سکّه هایی که در تپه های مختلف منطقة بیله سوار کشف شده ، قدمت این ناحیه به دوران اشکانی یا پیش از آن باز می گردد (همان ، ج 4، ص 14). از گذشتة شهر پیش از اسلام ، حتی اوایل دورة اسلامی ، مأخذ مکتوبی سراغ نداریم . به نوشتة حمدالله مستوفی ، شهر را یکی از امیران آل بویه به نام پیله سوار (سوار بزرگ ) احداث کرده است (1362ش ب ، ص 90ـ91).
بیله سوار از دورة ایلخانیان اهمیت یافت و نام آن به لحاظ واقع بودن در دشت مغان که از مراکز قشلاقی ایلات مغول بود، در تاریخها ضبط شده است . در 683، تِکودارخان (حک : 680ـ 683)، پسر هلاکوخان ، با لشکری هشتادهزارنفری (هشت «تومان ») از بیله سوار به جنگ ارغون ، چهارمین پادشاه ایلخانی ، رفت و در حوالی قزوین او را شکست داد (رشیدالدین فضل الله ، ج 2، ص 1135ـ1136). در 686، ارغون خان (حک : 683ـ690) وارد بیله سوار شد (همان ، ج 2، ص 1163). سال بعد خبررسید که توقْتای برضد او با پنج هزار سوار از دربند گذشته و بازرگانان را غارت کرده است (همان ، ج 2، ص 1164). ازینرو ارغون از بیله سوار به سوی شماخی حرکت کرد (همانجا).
در 693 کیخاتو/ گیخاتو هنگام بازگشت از قشلاقِ اَران ،در بیله سوار «عرض لشکر داد» (از قشون خود سان دید؛ همان ، ج 2، ص 1196). سال بعد، هنگام جنگ داخلی و شورش امرای خود در اَران ، به بیله سوار رفت و در آنجا با همراهان خود به قتل رسید (همان ، ج 2، ص 1201؛ حمدالله مستوفی ، 1362ش الف ، ص 601). در 695، ارسلان اُغول که برغازان خان (حک : 694ـ 703) شوریده بود وارد بیله سوار شد، و از آنجا به اَران رفت و در نزدیکی بَیلَقان * از قشون غازان خان شکست خورد و به قتل رسید (رشیدالدین فضل الله ، ج 2، ص 1264ـ 1265).
اول بهار همان سال ، غازان خان از بیله سوار به سوی تبریز حرکت کرد (همان ، ج 2، ص 1267).در 697، غازان خان پس از به قتل رساندن صدرالدین زنجانی ، از بیله سوار به سوی تبریز «کوچ برکوچ » حرکت کرد (همان ، ج 2، ص 1285). در 701، غازان خان در بازگشت از قشلاق اَران وارد اردوی خود در بیله سوار شد و به شکار پرداخت (همان ، ج 2، ص 1301ـ 1302). در 704، اولجایتو هنگام کوچ به ییلاق اوجان ، چندروزی در بیله سوار به سر برد (کاشانی ، ص 44). در اوایل قرن هشتم ، بنابر گزارش حمدالله مستوفی ، بیله سوار جزو اقلیم پنجم بوده ، آب آن از رود باجَروان ] ظاهراً بالهارود [ تأمین می شده ، محصولش غله بوده و در زمان مؤلف ، به قدر دیهی بوده است (1362ش ب ، همانجا). در 1326، در دورة محمدعلی شاه قاجار (1324ـ1327) طایفه قوجه بیگلو/ بیکلو (از شاهسونها) در سرحد بیله سوار دوهزار سوار گرد آوردند و قشون روس به فرماندهی ماژور سنارسکی با شش هزار تن به سرحد بیله سوار گسیل شد. بنا به گفتة فرمانده روس ، اگرسپاه روس مجهز به توپخانه نبود، حریف دوهزار سوار شاهسونها نمی شد (هدایت ، 1363ش ب ، ص 211ـ213؛ همو، 1363ش الف ، ص 200). در 1328 بین شهر تبریز و بیله سوار خطوط تلگراف برقرار بود (جمالزاده ، ص 180).
